الشيخ رسول جعفريان
246
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
تحريف معنوى دومى كه از نظر تفسير و توجيه حادثهء كربلا رخ داده ، اين است كه مىگويند ، مىدانيد چرا امام حسين نهضت كرد و كشته شد ؟ مىگوييم چرا ؟ مىگويند : يك دستور خصوصى فقط براى او بود . به او گفتند برو و خودت را به كشتن بده . پس به ما و شما ارتباط پيدا نمىكند ، يعنى قابل پيروى نيست ! به دستور اسلام كه دستورات كلى و عمومى است ، مربوط نيست . . . آيا خيانتى از اين بالاتر هم در دنيا وجود دارد ؟ . « 1 » اين كه مىگويند : عارفا بحقه ، معرفت امام لازم است ، براى اين است كه فلسفهء امامت و پيشوايى و نمونه بودن و سرمشق بودن است . امام انسان ما فوق است نه ما فوق انسان و به همين دليل مىتواند سرمشق بشود ، اگر ما فوق انسان مىبود ، به هيچ وجه سرمشق نبود ، لهذا به هر نسبت كه ما شخصيتها و حادثهها را جنبهء اعجازآميز و ما فوق انسانى بدهيم ، از مكتب بودن و از رهبر بودن خارج كردهايم . « 2 » ه : پاسخ ديگر آن است كه اصولا دربارهء انبيا و امام معصوم ظاهر و باطن را از يكديگر تفكيك كرد . آنها مكلّف به ظاهر بوده و وظايف اجتماعى خود را بر اساس اين تكليف انجام مىدادهاند . در باطن نيز از قضايا بر اساس آنچه خداوند در اختيار آنها قرار داده بود ، آگاهى داشتند . در اين پاسخ ، آنچه به بحث ما مربوط مىشود آن است كه حتى اگر فرض كنيم كه هدف امام حسين عليه السّلام بر پايهء اقداماتى كه انجام شده ، سرنگونى حكومت اموى و تأسيس دولت جديدى به رهبرى خود بوده ، بر اساس ظاهر ، اين مىتوانسته معقول باشد . در مثل اين بحث را به گم شدن شتر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تشبيه مىكنند كه على رغم آگاهى از آن ، اصحاب را در پى بىآن فرستاده و تا وقتى ضرورت پيش نيامد ، اين آگاهى خويش را افشا نكرد . اگر از نظر كلامى كسى در اين بحث ترديد نكند ، توان گفت كه با برداشت سياسى مىتواند همراه باشد . علامهء مجلسى به اين تحليل اعتقاد دارد و در حد خود ، كوشيده است تا برخورد سياسى - البته نه در حد گرفتن حكومت - داشته باشد . در واقع او به همان اندازه كه برداشت معنوى دارد ، برداشت سياسى نيز دارد . ابتدا سخن او را در تحليل و تفكيك ظاهر و
--> ( 1 ) . حماسهء حسينى ، ج 1 ، صص 67 - 66 ( 2 ) . حماسهء حسينى ، ج 3 ، ص 292